
منبع:جمع اوری شده از اینترنت
بازی درمانی
دلایل بهره گیري از روش بازي درمانی: به این دلیل که رشد زبانی کودکان دیرتر از رشد شناختی آ نها انجام می پذیرد، راه
ارتباطی آنان با محیط پیرامونی خویش، تنها بازي است. در بازي درمانی اسباب بازي ها به سان واژه هاي کودکان هستند و بازي هم زبان
آن ها، یک زبان فعال. بازي درمانی مانند روان درمانی و مشاوره براي بزرگسالان است. تجربیات عمده هیجانی می تواند در نهایت امنیت و
آرامش از راه نمادهاي خیالی و اسباب بازي ها بیان شود. به کارگیري اسباب بازي ها، کودکان را در نمایاندن اضطراب، ترس، خیالات و
احساس گناه خویش توانا می سازد. در این فرایند (بازي درمانی)، کودك، احساسات خود را آزادانه ابراز می کند، چرا که این روش کودکان را
از خودشان، تجربیات و پیشامدهاي روزمره شان جدا می کند. کودکان خود را در بازي نشان می دهند و می آموزند که چگونه با موقعیت هاي
گوناگون روبرو شوند
این تکنیک براساس انعکاس رفتار کودک است. باید احساسات کودک را طوری شناسایی کرد و آن را به کودک منتقل کرد که کودک نسبت به اعمال و رفتار خود آگاه شود.
کاربرد:
جهت درمان کودکان ناسازگار و کسانی که نسبت به حل مسائل مربوط به سازگاری مشکل دارند استفاده میشود.
محیط بازیدرمانی:
محیط بازی باید ثابت باشد و در واقع شامل یک محدودة بسته که عمدتاً یک اتاق مخصوص است که از لحاظ روشنایی و دما در جای مناسبی از ساختمان قرار داشته باشد. بچهها باید در محدودة اتاق بازی کنند و هیچیک از اسباببازیها را نباید از اتاق خارج کنند.
برای هر جلسه درمان یکسری اسباببازی از قبل تهیه میشود و در نظر گرفته میشود که عمدتاً شامل نوزاد عروسکی، بطری شیر نوزاد، مداد رنگی، سربازان عروسکی، تفنگ عروسکی، تعدادی عروسکهای کاغذی که بیانگر اعضای خانواده باشد، خانه عروسکی، خمیرهای بازی و توپ است که در اختیار بچهها قرار داده میشود و میگوییم: ((هر بازی که دوست داری انجام بده)).
اصول بازیدرمانی:
ترغیب نمیکنیم: برای مثال نمیگوییم (( اطمینان دارم که تو اینکار را انجام میدهی)).
حمایت نمیکنیم: برای مثال نمیگوییم ((من به تو کمک خواهم کرد تا تو این کار را انجام دهی)).
فشار وارد نمیکنیم: برای مثال نمیگوییم ((سعی کن مثل دیگران اینکار را انجام دهی)).
در اتاق بازی بچه آزاد است تا هر کاری که خواست انجام بدهد و هر بازی که انتخاب کرد بکند. اولین مکالمه از سوی بچه شروع میشود و درمانگر، گفتار بچه را عیناً فقط با تغییر ضمائر و افعال به خودش برمیگرداند.
اگر مکالماتی بین مربی و کودک در اتاق بازی انجام میشود نباید جلوتر از احساس کودک باشد چون این دخالت در تبیین احساس درونی کودک است مثلاً کودک میگوید من در اینجا از انجام هیچ کاری نمیترسم و هر کاری که میخواهم انجام میدهم. مربی برمیگردد و به کودک میگوید تو اینجا از انجام هیچ کاری نمیترسی و هر کاری که دوست داری انجام میدهی (ولی در بیرون، مقررات به تو اجازه چنین کاری نمیدهند). این جمله واپسین در واقع دخالت در تبیین احساسات کودک است و نباید در اتاق بازیدرمانی گفته شود.
در مواقعی هم درمانگر نباید سکوت کند؛ برای مثال زمانی که کودک در شخصیت خود شک ایجاد کرد و سؤالی برایش ایجاد شد برای مثال پسری در حالیکه با اسباببازیهای دخترانه بازی میکند میگوید: من دوست داشتم که دختر باشم. در چنین لحظهای مربی باید شخصیت و هویت بچه را برایش قطعی کند و بگوید تو دوست داشتی دختر باشی در حالیکه یک پسری.
حالا ممکن است کودک در محیط بازی کاری انجام بدهد که عملی تخریبی و غلط باشد. اصولاً بچهها در چنین شرایطی به صورت مربی یا درمانگر نگاه میکنند. جملهای که درمانگر باید بگوید این است که تو فکر میکردی که من برای اینکار تو را سرزنش کنم،مگر نه؟ مددجو میفهمد که شما در اینجا این کار را انجام نمی دهید و اصولاً یک پوزخندی تحویل شما میدهد و به کارش در آن زمان ادامه میدهد و شما نباید در آن مقطع مانع او شوید
اسباب بازي ها باید بتوانند: تجربیات واقعی زندگی کودك را بنمایانند، احساسات واقعی کودك را نشان دهند، کمبودها و تنگناهاي زندگی
واقعی کودك را در خود داشته باشند و بدون گفت و گو مسائل درونی کودك را فاش سازند.
اسباب بازي هاي پیچیده و الکترونیکی براي این هدف مناسب نیستند و باید از آنان دوري گزید. بسیاري از کودکان خود پنداره ضعیفی
دارند پس نباید از اسباب بازي هایی که این مشکل را دامن می زنند استفاده کرد.
نمونه ای از تاثیر بازی درمانی بازی درمانی:
تاثیر بازی درمانی شناختی رفتاری بر علایم افسردگی کودکان مقطع دبستان شهرستان اصفهان
| هدف از این پژوهش بررسی میزان اثربخشی بازی درمانی شناختی رفتاری بر علایم افسردگی در 4 مورد از کودکان مقطع دبستان شهرستان اصفهان بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه کودکان دارای هوش بالاتر از متوسط مدارس ابتدایی شهرستان اصفهان که افسردگی آنها توسط مادر و معلم تشخیص داده شده باشد و براساس مصاحبه با مادر و معلم اطمینان حاصل شود که دارای عقب ماندگی مرزی نیستند، بود. نمونه مورد پژوهش ،دارای هوش بالاتر از متوسط بودند و طبق نظر آموزگار و معلم و با استفاده از مقیاس خودسنجی بیرلسون افسرده تشخیص داده شدند، بود. ابزار مورد استفاده در پژوهش مقیاس خودسنجی بیرلسون برای سنجش افسردگی کودکان 13-7 سال بود. با استفاده از این مقیاس، پیش آزمون و پس آزمون اجرا شد و در انتهای هر جلسه نیز این آزمون اجرا شد. در تحلیل یافته ها، هم از تحلیل کیفی و هم از تحلیل آماری استفاده شد. شرح درمان هر مورد به صورت کیفی مورد مطالعه قرار گرفت. تحلیل آماری نشان داد که طی ده جلسه کاهش معنی داری در میانگین نمرات افسردگی وجود داشت (001/0=P) و نیز نشان داد که میانگین های پیش آزمون افسردگی به طور معنی داری بیشتر از نقطه برش (13) بوده است (005/0=P) و میانگین های پس آزمون افسردگی به طور معنی داری کمتر از نقطه برش بوده است (0025/0=P). در مجموع این یافته ها حاکی از آن است که بازی درمانی شناختی رفتاری می تواند به عنوان یک روش موثر برای کاهش افسردگی کودکان به کار رود |
پژوهشگر::زهرا عباسیان-دانشجوی ارشد روانشناسی بالینی